مردی در کنار جاده، دکهای درست کرد و در آن ساندویچ میفروخت.
چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت. چشمش هم ضعیف بود، بنابراین
روزنامه هم نمیخواند. او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچهای خود را شرح داده بود. خودش هم کنار دکهاش میایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق میکرد و مردم هم میخریدند.
کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد. وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد به کمک او پرداخت. سپس کمکم وضع عوض شد. پسرش گفت: پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش ندادهای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود میآید. باید خودت را برای این کسادی آماده کنی. پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش میدهد و روزنامه هم میخواند پس حتماً آنچه میگوید صحیح است. بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمیایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمیکرد. فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت. او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست. کسادی عمومی شروع شده است.
افغانیها ضربالمثلی دارند بدین مضمون که اگر کسی به تو گفت اسب به او اعتمادنکن اما اگر دو نفر پیدا شندن و به تو گفتند کمی درباره خودت فکر کن. اما اگر سه نفر پیدا شندن و به تو گفتند که اسبی حتماً یک زین برای خودت سفارش بده. این ضربالمثل به خوبی اثر القاعات منفی دیگران را بر ما نشان میدهد.
آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده که جالبه بدونید: اندیشههای خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشههای شما را شکل میدهند. خواستههای خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامهریزی میکنند.
در واقع اون پدر داشت بهترین راه برای کاسبی رو انجام میداد اما به خاطر افکار پسرش، تصمیمش رو عوض کرد و افکار پسر اونقدر روی اون تأثیر گذاشت که فراموش کرد که خودش داره باعث ورشکستگی میشه و تلقین بهران مالی کشور، باعث شد که زندگی اون آدم عوض بشه.
گاهی اوقات ما اونقدر به افکار دیگران توجه میکنیم و به اونها اعتماد بیخودی میکنیم که نه تنها زندگی خودمون رو خراب میکنیم بلکه حتی دیگه چیز دیگهای رو نمیبینیم و چشمامون به روی حقیقتها بسته میبندیم.
خداوند به همه ما فکر، فهم و شعور بخشیده تا بتونیم فرق بین خوب و بد رو تشخیص بدیم. بهتره قبل از اینکه دیگران برای ما تصمیماتی بگیرن که بعد ما رو پشیمون کنه، کمی فکر کنیم و راه درست رو انتخاب کنیم و با انتخاب یک هدف درست از زندگی لذت ببریم. چون زندگی مال ماست.
نوشته حمید خدمتی hamid khedmati موضوع عمومی | لینک ثابت
1) سعي كنيد هنگام تردد در راهروهاي اداره هميشه پرونده زير بغل داشته باشيد:
اين ترتيب به نظر كارمند سخت كوشي ميرسيد كه قرار است در جلسه مهمي شركت كند.
كساني كه دستخالي اين طرف و آن طرف ميروند عاطل و باطل به نظر ميرسند و تصور
عموم از كساني كه "روزنامه" زير بغل دارند اين است كه زير كار در ميروند و به جاي آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش ميكنند.
2) براي اين كه به نظر برسد سرتان شلوغ است:
از كامپيوتر استفاده كنيد. استفاده از از كامپيوتر درنگاه خيلي از كساني كه چشم شان به شما مي افتد مترادف "كار" است در حالي كه شما ميتوانيد فرصت را مغتنم شمرده و ايميل هاي شخصي و دريافت و ارسال نماييد، چت كنيد در مورد موضوعات مورد علاقه خود search كنيد، وبلاگها و سايتهاي مورد علاقه خود را نگاه كنيد و بدون اينكه ذره اي كار انجام داده باشید حسابي خوش بگذرانيد و اگر زماني توسط رييستان گير افتاديد( كه حتما گير مي افتيد) بهترين دفاع اين است كه ادعا كنيد در حال يادگيري نرم افزار جديدي هستيد كه به نوعي به كارتان مرتبط است.
3) ميز كارتان را به هم بريزيد !:
اطراف خودتان را حسابي با اسناد و جزوات و اوراق پركنيد. در نگاه افراد حجم كاري كه ديده ميشود مهم است. اگر ميدانيد قرار است كسي در دفتر كارتان در مورد كارش با شما ديدار داشته باشد اسناد و مدارك مربوط به او را در ميان اوراق خود گم و گور كنيد و بعد در حضور او دنبالشان بگرديد.
4) از منشي تلفني استفاده كنيد و حتي المقدرود به تماس ها پاسخ ندهيد:
افراد براي اين كه چيزي به شما بدهند با شما تماس نميگيرند، آن ها تماس ميگيرند تا شما براي آنها كاري انجام دهيد و فقط بلدند براي شما دردسر بسازند و اين منصفانه نيست!!!!
5) ظاهري آشفته و پريشان داشته باشيد !:
ظاهر پريشان شما رييس تان را متقاعد ميكند كه سر شما حسابي شلوغ است
6) كاري كنيد كه به نظر برسد تا ديروقت كار ميكنيد !:
هميشه دير دفتر را ترك كنيد به خصوص زماني كه رييس تان در اداره است. ميتوانيد از اين فرصت براي خواندن مجلات ، كتابها و سرگرمي هاي اين چنيني كه هميشه قصدانجامشان را داشتيد ولي فرصت نكرده ايد استفاده كنيد.
7) آه بكشيد:
زماني كه افراد زيادي اطرافتان هستند وانمود كنيد داريد به سختي كار ميكنيد و بعد با صداي بلند طوري كه همه بشنوند آه بكشيد. تصور حجم بالاي كاري كه داريد انجام ميدهيد آنها را تحت تاثير قرار خواهد داد.
8) از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده كنيد:
اگر چنين واژه هايي بلد نيستيد معادل انگليسي كلمات مرتبط با حوزه كاريتان را پيدا كنيد و بخصوص هنگام صحبت كردن با مافوق خود به جاي كلمات فارسي از آن ها در جملاتتان استفاده كنيد. مهم نيست كه او متوجه آن چه مي گوييد مي شود يا خير، مهم اين است كه شما تاثيرگذار به نظر ميرسيد.
نوشته حمید خدمتی hamid khedmati موضوع نکته | لینک ثابت
با سلام خدمت همه دوستان و سروران گرامی
جناب آقای رهنما اولین کلنگ انجمن وبلاگ نویسان گیلانی را
درسال ۸۷ زدند.
انجمن وبلاگ نویسان گیلان به طور آزمایشی با همت
جناب آقای بهمن رهنما و همفکری عده زیادی از دوستان همشهری کار
خود را آغاز کرد.شما میتوانید پس از مطالعه متن و مقرراتی که
احتمالا در آینده نزدیک ذکر میشود به عضویت دائم یا غیر دائم
این وبلاگ درآیید.
لازم به ذکر است همانطور که در وبلاگ مربوطه نیز نوشته شده است
- این کار قبلا هم صورت گرفته و البته با مشکلات زیادی مواجه شده
بود.پس نیاز به همت فراوان دارد که با همیاری و هم فکری
یکدیگر میتوانیم به امید خدا به نتیجه مطلوبی دست یابیم.به شرطی
که آن را ساده نپنداریم.
با تشکر
نوشته حمید خدمتی hamid khedmati موضوع اجتماعی | لینک ثابت
در 29 فروردين سال 1367 و در اولين روز از ماه مبارك رمضان پس از آنكه نيروهاي دريايي آمريكا قصدتسخير سكوهاي نفتي سلمان , ابوذر و نوروز را در خليج فارس داشتند , نيروي دريايي بلافاصله و براي دور كردن و راندن نيروهاي تجاوزگر به اين سكوهاي نفتي كه جنبه حياتي براي ملت ايران داشت ـ وارد عملياتي عظيم در چند جبهه شد. پس از هشت ساعت درگيري , نيروهاي پرتوان ما با تفنگداران و نيروهاي دريايي آمريكا , سكوهاي سلمان و ابوذر به تصرف نيروهاي خودي درآمد و در ادامه اين درگيري وسيع و در نزديكي هاي يكي ديگر از سكوهاي نفتي در يك درگيري شديد و مصافي نابرابر و پس از سقوط هلي كوپترهاي آمريكايي و به هلاكت رسيدن چندين نفر از نيروهاي تجاوزگر آنان در منطقه درگيري , واحدهاي دريايي آمريكايي از چند جهت به شناورهاي جوشن و سهند و از فاصله هاي دور حمله هاي پياپي موشكي كرانه كه بر اثر اين موشك پراني شناورهاي سهند و جوشن و برخي از كاركنان دلاور و دريادل آن به ديار باقي شتافتند ( لازم به ذكر است كه ناوچه جوشن مورد اصابت 4 موشك هارپون و 300 گلوله ي توپ قرار گرفت و پس از آن نابود شد)ناوشكن سبلان كه در صحنه كارزار موفق و سرافراز مشغول پشتيباني و دفاع از منطقه درگيري سهند و جوشن بود , مورد اصابت سه فروند موشك هاي دوربرد آمريكايي ناحيه كمر مورد اصابت شديد قرار گرفت ولي با تلاش و همت بي همتاي فرمانده , فرمانده دوم و ساير كاركنان كه برخي حتي مجروح شده بودند , پيكر اين ناوشكن بزرگ را با برنامه ريزي و تاكتيك هاي ويژه , از منطقه درگيري به ساحل خودي آوردند (و پس از مدتي اين شناور عظيم توسط مهندسان و طراحان كارخانجات نيروي دريايي در منطقه يكم دريايي ارتش و با كوشش هاي زياد سامانه هاي فرماندهي و مهندسي و جهاد خودكفايي بازسازي شد كه هم اينك به عنوان يكي از عملياتي ترين يگانهاي دفاعي كشور در خليج هميشه فارس مشغول انجام وظيفه و ايفاي ماموريت هاي متعدد درون و برون مرزي خويش است .) در اين واقعه چندين نفر از پرسنل جان بركف نيروي پرتوان ارتش جمهوري اسلامي ايران به لقا پروردگار پيوستند و به جمع ستارگان آسمان شهيدان وطن پيوستند. اما در اين مورد نيروهاي آمريكايي نيز بي نصيب نمانده و دو ناو آمريكا با آسيب 80 درصد تقريبا بلا استفاده شدندو يك هليكوپتر آمريكايي منهدم شد.لازم به ذكر است تمامي اين عمليات پس از برخورد يك نفتكش كويتي كه( تحت اسكورت يك ناوشكن امريكايي بود )با يك مين ايراني انجام شد كه در آن ناوگان پنجم نيروي دريايي آمريكا شركت داشت و در واقع براي فشار بر قبول قطع نامه انجام مي شد.لازم به ذكر است كه اين بزرگترين جنگ دريايي با حضور كشتي هاي بزرگ در بعد از جنگ جهاني دوم بود
نوشته حمید خدمتی hamid khedmati موضوع نظامی(ارتش ایران) | لینک ثابت
۷آذر برگ دیگری از پایداری غیور مردان نیروی دریایی ارتش ایران را به
تمامی دریا دلان از خود گذشته نیروی دریایی ارتش ایران تبریک می گویم.
مهناوییکم تفنگدار دریایی (رنجر) خدمتی
---------------------------------------------------------------------------------------------
رویارویی ناوچه جاویدان جوشن و ناوگان متخاصم آمریکایی در خلیج فارس
در ادامه مطلب مقاله ای از خبر گزاری ایرنا در این را بطه آورده ام
نوشته حمید خدمتی hamid khedmati موضوع نظامی(ارتش ایران) | لینک ثابت
شنبه هجدهم اکتبر ۲۰۰۸ (۲۷ مهر ۱۳۷۸)
همایشی یک روزه در شهر تولوز در جنوب فرانسه برگزار شد
که عنوان «کوروش در تصور غربی و ایرانی» را بر تارک خود داشت.
این همایش که از نخستین همایشهای علمی- فرهنگی ایرانی- فرانسوی در این زمینه در تولوز به شمار میرود، به همت انجمن ایرانی- فرانسوی سبلان و با همکاری آکادمی شرق در تولوز و با پشتیبانی برخی نهادهای عمومی فرانسوی (مانند شهرداری تولوز و استانداری منطقهی میدی پیرنه) عملی شد.
در آغاز همایش، مسوولان دو انجمن ونمایندهی شهردار تولوز از ضرورت چنین همایشی در این شهر - که از دیرباز چهار راه فعالیتهای انسانی در میانهی شرق و غرب بوده است- و اهمیت همزیستی و رواداری در درون رژیم مبتنی بر لائیسیتهی فرانسه و جایگاه کورش به عنوان نماد انسانباوری و آغازگر اندیشهی پاسداشت حقوق بشر سخن گفتند.
صادق کیهانی، رییس انجمن سبلان از تلاش این انجمن برای برپایی همایش بین المللی کورش در طول دوسال گذشته سخن به میان آورد و ناکامی در آن را نتیجهی عدم پشتیبانی مالی از این برنامه دانست. امری که سبب شد تا همایش کورش، در محدودهی فرانسه و شهر تولوز بماند؛ اما به هر روی سرانجام پنجرهای از تولوز بر روی ایرانیان برای شناسایی تاریخ، فرهنگ و تمدن ایرانی و پنجرهای بر روی تولوزنشینان برای شناخت دستاوردهای تمدنی ایرانزمین گشود.
نخستین سخنران صبح همایش، ژان میشل پواریه (روحانی کاتولیک و مدرس انستیتو کاتولیک تولوز) بود که دربارهی «کوروش و کتاب مقدس» به تفصیل سخن گفت و با استناد به اسفار مختلف عهد قدیم، پیشگوییهای دانیال، اشعیاء، ارمیاء و عزرا را دربارهی کورش بررسی کرد و تفاوتهای روایت کتاب مقدس و پارهای گزارشهای تاریخی از کوروش را یادآو شد.
وی پارههایی از کتاب اشعیاء نبی را برخواند که در آن کوروش «شبان خدا، مسیح و متبرک» نامیده شده است. به گفتهی او، در الهیات یهودی، این نخستین بار و شاید تنها مرتبهای است که فردی غیر یهودی از سوی خداوند به چنین نامی خوانده شده است.
مسیح شمردن کوروش، از جنبهی آخرتشناسی و خداشناسی، زمینهساز تحولی در الهیات یهودی شد، چرا که مفهوم عبریان از خداوند و تصور آنان از امکان شناخت خدا از سوی فردی بیرون از قوم برگزیده را دگرگون کرد.
در این دگرگونی، خداوندی جهانی (جهانشمول و رب العالمین) جانشین خدای قومی عبریان (یهوه، خدای اسراییل، قوم برگزیدهی یهوه) شد. خداوند نه تنها با فردی بیایمان (به مفهوم الهیات یهودی غیر عبری و بیرون از قوم برگزیده) خطاب کرده بود، بلکه مشیت و ارادهی خود و نقشهی نجات قوم خود را به دست هم او اجرا کرده بود.

نوشته حمید خدمتی hamid khedmati موضوع اجتماعی | لینک ثابت
نیروی Special forces Operational Detachmen-Delta(1st SFOD-D)
که در ارتش امریکا به عنوان دلتا فورس شناخته میشن کاملترین عنصر فرماندهی عملیات های ویژه
(Joint Special Operations Command- JSOC) هستند.
اصلی ترین وظیفهٌ دلتافورس مقابله با تروریسم همچنین در ماموریت هایی مانند : رهایی گروگان ، حمله ضربتی ، و نابودی پناهگاه دشمن ماموریت های این گروه بر اساس ماموریت های نیروی ویژه هوایی انگلیس SAS (Special Air Servis) قالب بندی شده .
سابقه
این واحد بوسیلهٌ Colonel Charles beckwith در سال 1997 بوجود اومد. مزیت این نیرو اموزش هایی بود که Colonel Charles beckwith با تغییراتی در برنامه های SAS بوجود امد تربیت شدن، این واحد در عملیات پنجه عقاب(Eagle Claw( که برای آزاد کردن گروگان های امریکایی در سفارت آمریکا در تهران انجام شد حضور داشتند این ماموریت به صورت پیچیده ای با شکست مواجه شد ( تمرینات ناقص ماموران هوایی ، برخورد بین هلیکوپتر نجات و تانکر سوخت ، و مشکلات مکانیکی که باعث کم شدن تعداد هلیکوپتر ها از 8 به 5 شد .
بعد از این شکست گروه 160th Special Operations Aviation Regiment (Airborne) که به NightStalkers مشهورند بوجود اومد که وظیفه اون انتقال نیرو های ویژه به منطقه های عملیاتی و مورد نظر بود.
در سال 1999 نویسنده ای به نام mark bowden کتاب سقوط شاهین سیاه : داستان جنگ مدرن (Black Hawk Down : Story of Modern War) را منتشر کرد این کتاب به واقعهٌ محاصره شدن رنجر ها در 3 اکتر 1993 در موگادیشو (سومالی) { نام های این جنگ : نبرد موگادیشو ، روز رنجر ها ، جنگ دریای سیاه } این کتاب به طور خلاصه اشاره داره به درگیری های دلتا فورس و اتفاقاتی که قبل از وقوع عملیات رخ داد.
این کتاب در سال 2001 با کارگردانی Ridley Scott به فیلمی با همین نام ساخته شد . در سال 2006 mark bowden کتاب دیگری که مربوط میشد به تصرف سفارت امریکا و درگیری دلتا فورس و شکست آنها ...
دلتا فورس در مناطق دیگری مانند : بیروت ، لبنان ، امریکای مرکزی و نیکاروگوئه انجام داد.
Overview
تو این قسمت چیزی که من فهمیدم این بود که این نیرو از انعطاف بیشتری از نیرو های دیگه برخورداره برای مثال میتونن موهاشونو بلند کنند.
سازمان دهی
با توجه به کتاب دلتا فورس که به وسیله L.Haney نوشته شده :
هر تیم از واحد های کوچک 4 یا 5 نفره تشکیل شده که در HALO/HAHO(مهارت های هوایی) و SCUBA (مهارت های آبی) متخصص هستند . همچنین دسته های 2 نفری وجود داره ( 1 نفر اسنایپر و 1 نفر با اسلحه تهاجمی ) که در صورت نیاز در عملیات حضور پیدا می کنند .
در Not a Good Day to Die: The Untold Story of Operation Anaconda نویسندهٌ Army Times (Sean Naylor) از تعداد کارکنان این نیرو گفته که به گفته اون تقریبا 1000 نفر کادر داره که تقریبا 250 نفر از اونها وظیفه عملیاتی ( شناسایی و حمله ) دارند . این سرباز ها به 3 گردان A , B , C تقسیم میشوند 2 دسته اول برای تهاجم و دسته سوم برای شناسایی و پشتیبانی که به (recce) مشهورند تقسیم میشوند .
ما بقی کارکنان در کار هایه : مکانیکی ، ارتباطی ، جاسوسی ، و پشتیبانی خدمت می کنند . naylor همچنین نوشته این نیرو دارای جوخه هوایی هست که دارای هواپیماهایی که طراحی شده به صورت هواپیماهای عادی برای جاسوسی و شناسایی نشدن استفاده میکنند البته این گروه به طور کلی 160th Special Operations Avaiton Regiment(Airborne) متفاوتند .
نوشته حمید خدمتی hamid khedmati موضوع نظامی(ارتش ایران) | لینک ثابت
در جريان جنگ جهاني دوم ، ارتش شوروي براي مقابله با تانكهاي آلمان نازي دست به ابتكار جالبي زد . آنها با استفاده از سگهايي كه مدت زيادي گرسنگي كشيده بودند و به آنها مواد منفجره وصل شده بود ، تانكهاي آلمانها را منفجر ميكردند . به اين سگها ، كه به سگهاي ضدتانك (Anti-tank dog) يا مينهاي سگي (dog mines) معروف بودند آموزش داده شده بود كه در زير تانكها و وسايل نقليه نظامي دشمن به دنبال غذا بگردند . به محض آزاد كردن ، سگها براي يافتن غذا به طرف تانك ميدويدند و هنگامي كه به زير تانك (جايي كه تانك بدنه ضعيفتري داشت) ميرسيدند ، منفجر ميشدند

البته در عمل مشكلاتي وجود داشت ، يكي از مشكلات اين بود كه سگها با تانكهاي روسي آموزش ديده بودند و گاهي در ميدان جنگ به اشتباه به زير تانكهاي خودي ميرفتند . مشكل ديگر اين بود كه سگها بعضي از مواقع از غرش تانكهاي آلمانها ميترسيدند و از ميدان ميگريختند .
ولي با تمام اين مشكلات سگهاي ضدتانك در جريان جنگ جهاني دوم موفق بودند و در مجموع توانستند 300 عدد از تانكهاي آلمان نازي را از كار بيندازند . بعد از اين جريان به سربازان آلماني دستور داده شد به هر سگي كه در ميدان جنگ ديدند تيراندازي كنند و همچنين تانكها را مجهز به شعله افكن جهت ترساندن و فراري دادن سگها كردند ، ولي با اين وجود بعضي از سگها نه از شعله آتش ميترسيدند و نه از سوختن در آتش .
نوشته حمید خدمتی hamid khedmati موضوع نظامی(ارتش ایران) | لینک ثابت
از آن روزی که خوردم سیب زمینی / شدم سرباز نیروی زمینی
.
به صف کردن تراشیدن سرم را / لباس ارتشی کردن تنم را
.
لباس ارتش رنگ زمینه / پدر جان غم مخور دوری همینه
.
نوشتم نامه ای با برگ خرما / چطور طاقت بیارم 21 ماه
.
جناب سروان سرت باشد سلامت / رهایم کن روم سوی ولایت
البته من سرباز نیروی دریایی هستم ![]()
نوشته حمید خدمتی hamid khedmati موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
دنیای آموزش شما می توانید مقالات مورد نیاز خود را در این وبلاگ جستجو کنید امیدوارم مقالات مورد نیاز خود را پیدا کنید همچنین مقالات خود تون رو برای ما ایمیل کنید
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
کامپیوترسخت افزار
کامپیوتر نرم افزار
کامپیوتر شبکه
کامپیوتر طراحی سایت اینترنتی
اجتماعی
عمومی
نکته
نظامی(ارتش ایران)
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین